برای چندمین بار است دست هایم را بر دیواره کاغذ می کشم، خودکارم را
روی هوا می چرخانم و در ذهنم برای نوشتن و نوشتن و نوشتن جستجو
می کنم.
امروز باردیگر بی تو به کنکاش لحظه ها رفتم، لحظه های خوب بودن،
زیستن و رفتن همراه تو، همراه ثانیه ها، همراه دقایق و ساعت هایی که
می آیند.
تو را پرورش دادم و تو چنان در ذهنم رشد کردی، بال و پر گرفتی که بی تو
بودن کابوس من شد. ثانیه ها را، دقیقه ها را، ساعت ها را همه و همه را از
من بگیر، اما با من بمان ....
+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1385   توسط ساره گودرزي
|


