یک وقت هایی حسی میان من و دلم جاری می شود که برایش پاسخی ندارم. هرچه در ذهنم
کنکاش می کنم جوابی برای ارتباط منطقی آن با دل و حسم پیدا نمی کنم. تصمیم می گیرم آن را
فقط در حد حس باقی بگذارم و اجازه بدهم کارها همان طوری پیش برود که باید برود.
اما ذهنم مشغول آن می شود و ناخواسته درگیر می شوم... درگیر آن چیز که شاید تنها ارمغانش
برای من حسی باشد لطیف و ظریف...
نمی دانم دیگران با آن چگونه ارتباط برقرار می کنند، اما من ... سعی خودم را می کنم ...
+ نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1385   توسط ساره گودرزي
|

