دخترک خنده به لب دوش به دوش
همره مرد سفر می تازید ....
شادی و شادابی همسفر راهش بود
شاخه آبی احساس به دستانش بود
در دلش مهر و غرور
و سرش پر بود از شاپرکان رنگین ....
+ نوشته شده در شنبه 26 فروردین1385   توسط ساره گودرزي
|

"در اين زمانه بيهاي و هوي لالپرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قالپرست"
همره مرد سفر می تازید ....
شادی و شادابی همسفر راهش بود
شاخه آبی احساس به دستانش بود
در دلش مهر و غرور
و سرش پر بود از شاپرکان رنگین ....
