تبليغاتX
خاتون - حقيقت ...

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

اين روزها خسته‌ام

خسته اما پيوسته‌ام

ياد تو، فكر تو اينجاست

در ميان دلم

جايي كه برايت هر روز و هر شب

دلتنگي‌هايم را نجوا مي‌كنم

و تو فرسخ‌ها دورتر از من

دست به قلم روبروي پنجره

از پشت شيشه مات خاك گرفته

مي‌نويسي

و سوسوي نگاهت به برج ميلاد است

نگاهمان به هم گره مي‌خورد

آن‌گاه كه 

دست‌ها و دل‌هايمان حقيقت را بازگو مي‌كنند ...

                                              

* روزهاي نمايشگاه كتاب است و سرم حسابي شلوغ است .

* نمايشگاه بيست و يكم: نه خوب ، نه بد. بياين ببينيد شما هم نظر بدين (حالا انگار من خيلي نظر دادم.)

* آرام بگير طفل من آرام / وين شادي كودكانه را بس كن / بنگر كه زدرد پيكرم فرسود / بي‌دردي بيكرانه را بس كن / آرام بگير طفل من آرام / آشفته و بيقرار و دلتنگم / ديوانه و گيج و مات و سرگردان / در ماتم دوستان يكرنگم ...  ـ سيمين بهبهاني ـ

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387   توسط ساره گودرزي  |