نگو
تلخ نگو
تلخ كه ميگويي
تلخ كه مينويسي دلم ميگيرد
ميميرد
من تو را شاد ميخواهم
اخم و بغض مهمانان اجباري مايند
بيا با خنده دورشان كنيم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* يك جورهايي حسهاي خوب و بدم با هم آميخته شدهاند، منتظر يك خبرم . خوب يا بدش را نميدانم.
* روزهاي دلواپسي رو به اتمام است، ثانيهشماري ميكنيم از ۳۶۵ چند روز باقي مانده؟!
* پشت ستون سايهها روي درخت شب ميجويم اما نيستي در هيچ جا امشب ـ م.ع بهمني ـ
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387   توسط ساره گودرزي
|

