تبليغاتX
خاتون - روزها ...

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

ـ حس بودن بار ديگر در ما جاري شد و بعد از مدت‌ها با تو بودن را حس كردم . خنديديم، حرف زديم، بار ديگر نقشه آينده را مرور كرديم، شعر خوانديم، رضا بار ديگر ميهمانمان شد و ما خوشبختي را ميزبان بوديم...

ـ آسمان شبم مهتابي است، ستاره‌ها لبخند مي‌زنند و من به خدا فكر مي‌كنم به بزرگي‌اش، به خودم، به كوچكي‌ام، به تو، به بودنت ...

ـ‌ روزها از پي هم مي‌گذرند، ما انتظار مي‌كشيم. لحظه‌ها بي‌تابند و ما تبدار ...

                                          

* خستگي ميهمان شب‌هاي من است، خوشحالم اين روزها با بودنت حس‌هايم را جاري كرده‌اي.

* دوست ندارم آهنگ غمگين گوش كنم، دلم نواي طرب‌انگيز مي‌خواهد.

* دلم فيلم جشنواره مي‌خواهد، كسي بليط  ندارد؟؟؟! ـ پولش را هم مي‌دهم ـ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386   توسط ساره گودرزي  |