يه سفر كوتاه، يه خاطره زيبا
براي دقايقي
از تو ستاره خداحافظي ميكنم
براي ثانيهاي كوتاه
از تو دور ميمانم
حسهايم رنگ ديگر گرفتهاند
چقدر كودك شدهام
من كه اهل اين حرفها نبودم ...
* از تيترش پيداست؛ بالاخره دارم ميرم سفر.
* به دوستم گفتم تا نرم كنار دريا و توي آتيش سيبزميني كباب نكنم باورم نميشه اونجاييم.
* ميدونم عكس تكراريه. دقيقا پارسال همين عكس رو براي سفري مشابه گذاشته بودم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386   توسط ساره گودرزي
|

