تبليغاتX
خاتون - ...

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

                                     phone

 

 صدايت در گوشي تلفن تاب مي‌خورد. تو مي‌گويي و من ناباورانه غرق مي‌شوم، ميان تك‌تك كلماتت،‌ گرم مي‌شوم با آتش جملاتي كه  با بغض صدايت برام زمزمه مي‌كني. ليوان آب را تا ته سر مي‌كشم و ديوانه‌وار به سمفوني طلائيت گوش مي‌سپارم . آهسته و آرام، كلمه به كلمه ضرباهنگ صدايت را مي‌بلعم. مكث مي‌كني، صدايت چون آب ميان موهايم جاري است. هنوز هم باور نمي‌كنم و اين اشك است كه يادآوري مي‌كند، هر آن چه را كه بايد بدانم ....

سكوت كرده‌اي، مي‌خواهم صدايت كنم و بگويم، بگويم دلتنگي‌ات يك‌سويه نيست. بگويم كه من هم دلتنگم،‌ من هم خسته‌ام، من هم تو را مي‌خواهم ....

تا عزم حرف زدن مي‌كنم، صداي شكسته‌ات در گوشي مي‌پيچد: زنگ مي‌زنم دوباره ... !

دهانم نيمه باز مي‌ماند كه بگويمشان، اما صداي بوق،‌ گوشم را كر مي‌كند. بوق ممتد و كلماتي بي‌پرداخت.

 حالا! من مانده‌ام و ياد تو. من مانده‌ام و خاطراتت. زيرلب تكرار مي‌كنم: برو، اما زود برگرد ....

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386   توسط ساره گودرزي  |