تبليغاتX
خاتون - بدون شرح !!!

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

زماني كه در نشريه داخلي سازمان بهزيستي كشور كار مي‌كردم، يك روز از شيرخوارگاه آمنه تماس گرفتند و گفتند زني در حياط شيرخوارگاه فرزندش را با چاقوي ميوه‌خوري كشته است ...

خبر، شوك‌آور و ترسناك بود، براي درج در نشريه با مدير روابط‌عمومي هماهنگ كرديم و ايشان بنا به صلاحديد!! گفتند خبر را كار نكنيم. اما من خودم پيگيري كردم و با برخي از ارتباطاتي كه داشتم از ناراحتي رواني مادر كودك باخبر شدم. آن موقع با خودم فكر كردم، يعني پرستاران با بي‌احتياطي و حواس‌پرتي موجب قتل يك كودك بي‌گناه شدند؟؟

 همان روزها اين خبر در ميان خبرهاي مختلف در نگاهم كمرنگ شد و حتي تصميم من را براي نوشتن مطلبي در اينباره برگرداند، تا ديشب كه به وبلاگ يكي از همكاران قديمي‌ام سر زدم. حيدر رضايي با چند نما عكس از متهم و مقتول زبان‌بسته و نوشته‌هايش چنان حالم را دگرگون كرد كه بي‌درنگ دست به قلم شدم، هر چند دير است اما وظيفه است . . .

بخشي از اظهارات متهم در دادگاه:

 (۲۷سالمه . اهل کرمانم . پدرم دزد معروفی بود و با زنها روابط نامشروع داشت به من میگفت تا وقتی که من زنده هستم آبروی منو نبر. وقتی من مردم هر غلطی میخوای بکنی بکن. شرایط زندگی برام خیلی سخت بود . از ۱۶ سالگی از خونه فرار کردم با یه پسر آشنا شدم منو با خودش برد آذربایجان. ۴ سال با خانوادش زندگی کردم تا اینکه تصادف کرد و مرد. و من دوباره آواره شدم. جائی برای خوابیدن نداشتم. کجا برم؟ شبها تو پارکها یا توالتها میخوابیدم.بخاطر یه سر پناه مجبور می شدم برم با اینو آن باشم و اونها هم فقط بدن منو میخواستن تا به امیال شیطانیشون برسن بعدش هم مثل یه گهنه نجس منو بیرون می انداختند و ... ادامه مطلب)

                    متهم ..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386   توسط ساره گودرزي  |