تبليغاتX
خاتون - بلعيدن ...

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

                                        زمين 

 

روزي زمين به من غريد كه؛ خسته شدم ...

پرسيدم؛ از چه ...؟!

تكاني به خود داد و گفت‌:‌ از بلعيدن اينهمه انسان سياه و ننگين ...

از تكانش، به خود لرزيدم؛ خوب‌ها را نمي‌بيني ؟!

اينبار آرام‌تر شده بود؛ خوب‌ها كه پيش من نمي‌مانند، آنها زود مي‌روند !

پرسيدم؛ و اگر روزي زمين عاري از خوبي شود ...

همراه خشمش آسمان سياه شد؛ اين امكان ندارد،‌ خوبي هميشه مي‌ماند. حتي اگر يك خوب

هم زنده نباشد ...

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386   توسط ساره گودرزي  |