تبليغاتX
خاتون - پنجره

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

                                           پنجره

 

گويي انتظار جنس و رنگ و ماهيت نمي‌شناسد. هميشه پنجره را نماد انتظار مي‌دانم. با خودم فكر مي‌كنم اگر پنجره‌اي نبود، آدم زانوهايش را به بغل مي‌زد و مي‌نشست گوشه اتاق. خيره مي‌شد به يادگاري‌ها و خوش بود با هر چه خاطره است. با شيرين‌هايش مي‌خنديد و تلخي‌هايش را بهانه گريه مي‌كرد.

اما از وقتي پنجره آمد، انگار همه چيز عوض شد. آدم مي‌رود پشت پنجره مي‌ايستد و زل مي‌زند به راه رفته. نگاهش پاياني ندارد و راه بي‌انتها را تاريخ مصرف انتظارش مي‌داند ....

با خودم مي‌گويم؛ فلسفه وجودي پنجره هم عالمي دارد ...

+ نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386   توسط ساره گودرزي  |