تبليغاتX
خاتون - صبر مادرانه مي‌خواهم

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

                                      بازي

 

هميشه از بچگي اين بازي را دوست داشتم. هر وقت پدر شيريني مي‌خريد، با نخ دور جعبه سريع با خواهر يا مادرم بازي را شروع مي‌كرديم. هميشه من مي‌باختم و مادرم با حوصله بار ديگر از اول به من ياد مي‌داد كه بايد انگشت‌هايم را به كدامين سمت و حالت برگردانم تا بازي به بهترين صورت ادامه پيدا كند.

چند روز پيش مادرم درباره وسيله‌اي برقي از من سئوال پرسيد. جوابش را دادم، دقايقي بعد دوباره آمد تا درباره عملكرد آن سئوال كند. بي‌حوصله‌تر از آن بودم كه مراعات شخص و زمان و مكان را كنم. رو برگرداندم و گفتم؛ الان وقت ندارم ... !

امروز كه نگاهم به اين عكس افتاد، خاطره همه ندانسته‌هايي كه او با صبر به من ياد مي‌داد و مي‌دهد در ذهنم تداعي شد. بوسيدن دست‌هايش تنها فكري است كه به ذهنم مي‌رسد و گفتن اينكه؛ هر چه دارم از صدقه‌سر دعاهاي او و جد اوست ....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386   توسط ساره گودرزي  |