با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند ...
چند روز پيش اين جمله رو خيلي اتفاقي خوندم، اون روز چند بار به عقب برگشتم و جمله رو خوندم. اونقدر كه حفظ حفظ شدم . ديدم نه، حفظ شدن كه فايده نداره. بايد بفهمم . سعي كردم معني اصلي جمله رو توي زندگيم به كار بگيرم و با كمك خدا و تلاش خودم در بخشهاي كوچيكي از كار و زندگيم عمليش كردم . من بخشي از اين جمله رو گرفتم كه باعث تغييرات بزرگي در روابطم و به دنبالش احساساتم داشت كه خودم هم باور نميكنم ....
گاهي چقدر دلم براي بعضي از دوستيهاي گذشتهام تنگ ميشه، كاش اون موقع هم با همين نگاه ميتونستم برم جلو و دوست خوبم رو به نحو ديگهاي با اشتباهش رو در رو ميكردم ....
ميدونيد ! فكر ميكنم اين يعني همون تغيير، يعني شكستن پيلهها و ديوارهاي بتوني خالي از احساس، يعني باز كردن زنجيرهاي قهر و دراز كردن دستهاي دوستي و بهشت يعني اين ...

