
امان از دست اين راننده تاكسيها .... !
قبول دارم آدمي نيستم كه از كسي حرفي را بشنوم و ساكت بمانم چه صحيح و چه ناصحيح، اما اين راننده تاكسيها ـ البته بعضي ـ آنقدر طلبكار هستند كه آدم خونش به جوش ميآيد. اگر در صندلي جلوي تاكسيها نشسته باشيد، حتماً تعرفه جديد نرخ تاكسيهاي گردشي را رويت كردهايد؛ حدود 25 تا 45 تومان به نرخها اضافه شده است. ديروز از مسير انقلاب به فردوسي سوار تاكسي شدم. از خوششانسي صندلي جلو نصيبم شد، اما در عوض بوي سيگار مگنت آقاي راننده تلافي اين راحتي را كرد. وقتي به مقصد رسيدم، آقاي راننده 100 تومان اضافهتر از يك اسكناس 500 توماني ناقابل برداشت و به دخل پشت فرمانياش چسباند. از من اصرار و از او انكار كه آقاي محترم هر روز ميام، اينطوري نيست و ...
آقاي راننده كه به قول خودش حريف زبان من نميشد، يك دفعه و وسط معركه با نوك انگشت سياهش به سوي شيشه اشاره كرد و گفت: «ببين، خود اتحاديه گفته ميتونين قيمت رو افزايش بدين ... !»
من هم كم نياوردم و مثل آقاي راننده به نوشته اشاره كردم و گفتم: «نگاه كن پدر من، پايين اينهمه حرف و عدد تو خالي يك چيز ديگري هم نوشته شده، يا هر دو يا هيچ كدوم !!!»
جناب راننده با شنيدن حرفم، 100 توماني را داد و گفت: «دلم براي خونوادهات ميسوزه، چه جوري تو رو تحمل ميكنن... !»
توجه توجه
(كدام يك از دوستان ميتوانند بگويند، من با چه جملهاي تونستم آقاي راننده را مجاب كنم 100 تومان حق مسلمم را پس بدهد ... ؟!! )
به 2نفر از كساني كه تا ساعت 2 بامداد روز چهارشنبه پاسخ درست بدهند، به قيد قرعه جايزه اهدا ميشود. ميدانيد كه اهل شوخي نيستم و جوايز را برايتان به هر طريقي كه بگوييد ارسال ميكنم ....



