بهبه! فكرش را بكنيد ...
صندلي را بكشي عقب، بنشيني، يك پيانو جلوي رويت باشد و تو همان آهنگي را بزني كه از آن سرشاري. چند نفري از دوستان از سر لطف، اظهار نگراني كرده بودند كه حسابي احساساتي شدهام و ...
باور كنيد اين روزها، بهم ريختهام و تنها نوشتن است كه آرامم ميكند، آن هم نه گزارشنويسي و خبرنويسي، بلكه نوشتن آنچه در دلم است و گرفتارش هستم. دوستي قديمي هميشه به من توصيه ميكرد: «زياد سخت نگير، حل ميشود!» و امروز ميخوام به حرفش عمل كنم، هر چند سخت است !!!
ولي اي كاش، الان يك پيانو داشتم ... !
+ نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386   توسط ساره گودرزي
|


