
زميني شدهام
اسير دست ميز و صندلي
زير چرخدندههاي پول و ثروت
لابهلاي بوي تعفن دروغ و پستي
در گرداب چراغ خواب و شعر و مستي
خوب كه نگاه ميكنم
ميبينم چقدر حقيرانه چنگ ميزنم
بر دستاويزهاي شكستهام
نردباني نيست
در اعماق هستيام غوطه ميخورم
واي كه چقدر پايينم ... !
صداي سوت سوت پسرك ميان مرغزارهاي سبز
خنده دخترك پشت شيشه شكسته
دستهگلهاي پرپر زير پاي قاطر
خوب ببين
زميني شدهام
حال و هواي آسمان شدنم نيست
من اسير دست آيينه شدهام ....
+ نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386   توسط ساره گودرزي
|


