بعد از سيزده ـ چهارده روز مسافرت و گشت و گذار، بازديد و ديدار از تمام مناطقي كه براي بار دوم تجربهشان كردم، خاطرات و سوغاتيهاي بسياري برايتان دارم. دستنوشتههايي كه همان زمان و در همان مكان با اطلاع از قدمت و يا چگونگي شكلگيري آن بناهاي تاريخي و قومي نوشتم.
(1) محوطه تاريخي چغازنبيل
چغازنبيل دراستان خوزستان و 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر باستاني شوش قرار دارد. معبد ذيقورات چغازنبيل كه به دوتن از خدايان بزرگ ايلاميان اهدا شده است، اهميت و اصالت ويژهاي در تاريخ مذهبي و بنايي ايرانيان دارد. از پنج طبقه اين معبد عظيم كه در مركز شهر آلاونتش قرار داشت، هم اكنون تنها دو طبقه باقي مانده كه با آجرها و خشتهاي همان روزگاران پابرجا و استوار مانده است. بناهاي اين شهر از خشت و آجر ساخته شدهاند و در ساخت و تزئين چغازنبيل از آجرهاي لعابدار، ملات قيرطبيعي، اندودهاي گچي و گلميخهاي سفالين استفاده زيادي شده است. درهاي معابد از چوب بوده كه با ميلههاي شيشهاي تزئين ميشدند. اين معبد در سال 1979 ميلادي از سوي سازمان علمي ـ فرهنگي يونسكو در ليست ميراث جهاني قرار گرفت.
در يكي از كتيبههايي كه از اين معبد كشف شده، اين نوشته بدست آمده است؛
«من اونتش نپيريش، با آجرهايي طلايي رنگ، نقرهاي رنگ، با آجرهايي به رنگ سبز و سياه، اين معبد را ساختم وآن را به نپيريش و اينشوشينك، خدايان اين محوطه مقدس هديه كردم. كسي كه آن را ويران كند، كسي كه آجرهاي آن را از بين ببرد، كسي كه آجرهاي طلايي رنگ، نقرهايرنگ، سبز و سياه رنگ آن را بردارد و به سرزمين ديگري برد، باشد كه ترس و بيم نپيريش و اينشوشناك و كيريريش خدايان اين محوطه مقدس بر سر آنان نازل گردد و باشد كه نسلشان در زير خورشيد برچيده شود.»


