تبليغاتX
خاتون - یک شب خوب !

"در اين زمانه بي‌هاي و هوي لال‌پرست، خوشا به حال كلاغان قيل و قال‌پرست"

 

امشب شب یلدائه، حبیبم رو می خوام ...

حبیبم اگه خوابه، عزیزم رو می خوام ...

پیرمرد شعرو می خوند و تند تند پسته ها رو پوست می گرفت و با دندون های یکی در میونش می جوید. یک کوله هم روی دوشش بود که حسابی هواش رو داشت.

می دونید! به ایرانی بودنم افتخار می کنم، نه به این خاطر که امشب می خوایم شکم هامون رو پر کنیم از هله هوله و تنقلات . نه، به این خاطر که این همه رسم و رسوم خوب و دوست داشتنی داریم، ما هم مثل همه ملت های دیگه خوب و بدهای زیادی داریم که خوشبختانه خوبی هایش بیشتره.

امشب و شب های خوش نام دیگه ای توی تقویم زندگی هر ایرانی نامگذاری شده: چهارشنبه سوری، شب یلدا، سیزده به در و ... که شب های فوق العاده ای هستن.

نمیخوام شبتون رو خراب کنم، اما قدر این شب خوب رو بدونیم، هیچ کدوم نمی دونیم سال دیگه می تونیم آخر پاییز جوجه ها رو بشمریم یا نه !!

                   

                                            

 

(توضیح: می توانم به خوبی احساس کنم سال دیگر را چگونه برگزار می کنیم !)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385   توسط ساره گودرزي  |