ـ نور چراغ مغازهها، ترمز خودروها و ستارهاي كه پشت شيشه پنجره چشمك ميزنند، فكرش را بكن، ديشب تابلوي بزرگ عدد 693 را نشان ميداد، من كه اين را به فال نيك گرفتهام ...
ـ خانه همسايه را خراب كردهاند، مدتهاست گرد و غبارش همه را كلافه كرده، امشب كه به خانه ميآمدم ديدم، پلاكش 14 است. حرمت 14 را ميداني، حسي به من گفت تا خانه تمام شود، دلت شاد ميشود ...
* امروز به تابلوي اعلانات خبرگزاري نگاه ميكردم، انگار هيچ وقت خالي نميشود، يك روز مادر، يك روز پدر. عزيزان دوستانم يكي يكي ميروند، ميخواهم پيشنهاد كنم تابلو را بردارند. راستي با اين كار صورت مسئله پاك ميشود؟
* امروز به كتابهايم نگاه ميكردم، چقدر ناخوانده دارم !
* دوباره براي دور شدن ميخوام شلوغكاري كنم، اعلان عمومي كردم، كسي شكايت نكنه لطفاً !






